اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
92
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
( يحيى ) ناميده و در همان ساعت زبانش باز شد و سخن بستايش خدا آغاز نمود . پدرش زكريا از روح القدس پر شد و گفت خداى اسرائيل خجسته باد كه عذر بندگانش را پذيرفت و آنها را رهائى داد و براى ما دليل نجاتى از خاندان داود بپاداشت چنان كه بر زبان پيمبران پاكش سخن گفت [ 1 ] . چون روزهاى باردارى مريم سپرى گشت يوسف او را بكوه جليل برد . مريم پسر نخستين خود را زاييد و او را در قنداقه پيچيده در آخور خوابانيد زيرا كه مريم را در منزل جاى نبود [ . . . ] [ 2 ] ناگاه فرشته خداوند بر آنها ظاهر گشت و كبريائى خدا بر گرد ايشان تابيد و بسى ترسان شدند ، فرشته پروردگار آنها را گفت مترسيد و اندوه مداريد ، براستى شما را بخوشى بسيارى كه جهان را بگيرد مژده مىدهم . سپس پدران مسيح را از يوسف تا آدم برشمرد . چون عيسى هشت روزه شد او را بر شريعت موسى ختنه كردند و عيسى ناميدند آنگاه او را به اورشليم بردند و يك جفت كبوتر صحرايى با دو جوجه كبوتر براى قربانى آوردند . آنگاه شمعان [ 3 ] عيسى را در آغوش گرفت و گفت پروردگار را اكنون كه چشمانم رحمت تو را ديد مرا نزد خود بر . عيسى را همه ساله براى عيد فصح [ 4 ] به اورشليم مىبردند . عيسى به خدمت بزرگان ( معلمان ) مىشتافت و از فهم و حكمت او در شگفت ميشدند . چون مسيح سى ساله شد روز شنبه ( سبت ) به هيكل درآمد و برخاست تا به عادت هميشه خود تلاوت كند ، صحيفه اشعياى نبى را به او دادند و چون گشود جائى را يافت كه
--> [ 1 ] انجيل لوقا ب 1 . [ 2 ] انجيل لوقا ب 2 ى 8 : و در آن نواحى شبانان در صحرا بسرميبردند و در شب پاسبانى گله هاى خويش مىكردند . [ 3 ] شمعون : مرد پرهيزگارى در اورشليم كه بر حسب وحى منتظر عيسى بود . [ 4 ] فصح : يكى از جمله عيدهاى عمده يهود است و آنچنان بود كه در شب روز چهاردهم از ماه اول يعنى نيسان گوسفند را مىكشتند و در صبح روز پانزدهم شروع بفطير ميشد كه مدت هفت روز طول ميكشيد اما لفظ فصح اختصاص بان شامى دارد كه گوسفند را در آن ميخورند لكن اغلب اشاره به تمام عيد يعنى از وقت ذبح قربانى تا نهايت هفته فطير مىباشد ( قاموس كتاب مقدس ) .